هیوم

اراده الهی و نفی موجبیت (بهترین مقاله سال 1374 در علوم انسانی)

حوزه و دانشگاه

        آيا فقط رابطه على و معلولى بين پديده‏هاى عالم و خالق آنها وجود دارد؟ يا اينكه در بين خود اين پديده‏ها نيز مى‏توان به چنين رابطه‏اى دست‏يافت؟ و در اين صورت ربط اين پديده‏ها با علت العلل خود چگونه تبيين مى‏شود؟ اينها از مهمترين مسائل فلسفه اولى‏ست. گروهى بر اين باورند كه رابطه موجبيت فقط بين خالق و مخلوق مى‏تواند تصويرى داشته باشد حال نتيجه چنين تفكرى ايمان بيشتر به خالق هستى است چنانكه اشاعره ملتزم‏اند يا آنكه با نفى رابطه عليت‏بين پديده‏ها علت العلل نيز از ديار هستى رخت‏برمى‏بندد چنانكه هيوم و ديگران معتقدند. تصور برخى فيلسوفان غربى از مساله عليت همان تصور پاره‏اى از انديشمندان مسلمان به مساله است كه به صورت استقلالى يا احيانا اقتباسى به آن رسيده‏اند ولى مساله عليت در روند تكامل خويش، على الخصوص در ميان فيلسوفان شيعه مسلك، تبيينى ويژه و جايگاهى رفيع يافت، تا آنجا كه در تبيين رابطه عليت در فلسفه صدرايى و پيروان آن تبيينى دقيقتر از مساله ارائه شده است - هرچند هنوز راه بسيار باقى است، علاوه بر اينكه حكمت متعاليه در هماهنگى و همنوايى با متون دينى توفيق بيشترى داشته و يا دست كم از پاره‏اى از نقدها و معضلات رهايى جسته است. در مقاله حاضر حجة‏الاسلام قاسم كاكائى به تبيين ديدگاههاى برخى فيلسوفان مسلمان و پاره‏اى از فيلسوفان غربى، على‏الخصوص مالبرانش و تاثيرپذيرى او از اشاعره، تا ايجاد يك تهافت الفلاسفه ديگر در عصر خود، پرداخته است.

1- تاريخچه