مولوی

"نيستي" در نگاه مولانا و مايستر اكهارت

NAMEYE HEKMAT001 (WinCE).jpg

 این مقاله به یکی از تفاوتهای مهم فیلسوف و عارف می پردازد و آن اینکه اولی در در جستجوی معرفت در باب"هستی و وجود است و دومی در پی وصول به "نیستی" و عدم. اما آیاجستجوی نیستی می تواند معنای محصلی داشته باشد؟ در این مقاله می کوشیم تا معنای نیستی را از دیدگاه دو عارف بزرک شرق و غرب، مولوی و اکهارت، که همزمان و معتقد به دو دین ابراهیمی اسلام و مسیحیت بودند، روشن کنیم. بررسی رابطه این دیدگاه با

نظریه وحدت وجود و نیز بررسی تأثیر آن در پیدایش یک نوع الهیات سلبی، از دیگر اهداف این مقاله است.

قاسم کاکایی
دانشیار دانشگاه شیراز

بررسی اختلاف علاءالدوله سمنانی با ابن عربی در باب وحدت وجود

سمنانی

یکی از اموری که علاءالدولۀ سمنانی به واسطۀ آن، در میان عرفا ممتاز گشته و توجه ویژه ای را به خود جلب کرده است، موضوع مخالفت شدید وی با برخی از آرای وحدت وجودی ابن عربی است، چنان که در حاشیه ای بر فتوحات، کلام گزنده ای نسبت به ابن عربی می گوید که حتی سرسخت ترین مخالفان ابن عربی، همچون ابن تیمیه، نیز نگفته اند.