ونیز

دل نوشته‌اي به ياد حبيب، براي علي

حبیب2

نمي‌دانم چرا اين يكي دو روز، و به خصوص امشب، يكشنبه 19/12/86، بياد تو افتاده‌ام. چرا امشب و چرا اين جا، در ايتاليا؟ ديروز كه در ونيز قدم مي‌زدم همه چيز تو را بياد من مي‌آورد. آسمان آبي، درياي فراخ و گسترده، كوچه‌هاي مملو از آب، كبوترهاي آزاد در حال پرواز و کودکان شاد و معصومی که آب و آسمان و پرواز کبوترها به وجدشان آورده بود، همه ،ياد تو را در پس كوچه هاي ذهنم زنده مي‌كردند و بي اختيار با خود زمزمه مي كردم كه: